یادمون

دیروز و امروز امیر شیرموز درس کرد و سه تایی مث این وحشیا همون لحظه دخلشونو آوردیم!

دیروز ک بالکل مامان و بابا رو یادمون رف 

شب ک مامانم اومد گف پ چرا برا ما نگه نداشتین

و ما گفتیم یادمون رف دفه بعد!

امروز ک امیر دوباره درس کرد علی نبود برا علی نگه داشتیم و بازم یادمون رف برا مامانم نگه داریم و باز مامانم گف چرا نگه نداشتین 

حالا بابام بنده خدا چیزی نمیگه ولی مامانم گنا داره !

منبع اصلی مطلب : از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را
برچسب ها : یادمون
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : و ما هعی مامانو یادمون میره!